zaminiha
همه چيز
درباره ...
|
لوگوي خود را در اينجا قرار دهيد.
|
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
لینک های روزانه
جستجو گر
آمار وبلاگ
آمار بازدید : نفر
افراد آنلاين :
نفر
طراح قالب
... ( )
باران می بارد امشب
دلم غم دارد امشب
ارام جان خسته
ره می سپارد امشب
در نگاهت مانده چشمم
شايد از فكر سفر برگردی امشب
از تو دارم يادگاری
سردی اين بوسه را پيوسته بر لب
قطره قطره اشك چشمم
می چكد با نم نم باران به دامن
بسته ای بار سفر را
با تو ای عاشق ترين بد كرده ام من
رنگ چشمت رنگ دريا
سينه ی من دشت غمها
يادم ايد زير باران
با تو بودم با تو تنها
زير باران با تو بودم
با تو بودم با تو تنها
اين كلام اخرينت برده ميل زندگی را از سر من
گفته ای شايد بيايی از سفر
اما نمی شه باور من
رفتنت را كرده باور
التماسم را ببين در اين نگاهم
زير باران گريه كردم
بلكه باران شويد از جانم گناهت
نوشته شده توسط
niky در
سه شنبه هجدهم مهر 1385 ساعت
21:25
( )
عشق را ... محبت را ... زندگي را ...
فقط به يک ساعت در آغوش تو بودن مي فروشم
نوشته شده توسط
niky در
سه شنبه یازدهم مهر 1385 ساعت
19:50
( )
میدونم می بینمت یه روز دوباره
توی دنیایی که ادمک نداره
به هم که می رسیم سه نفریم
من تو بوسه
از هم که جدا می شیم چهار نفریم
من و تنهایی تو و عذاب
نوشته شده توسط
niky در
جمعه هفتم مهر 1385 ساعت
0:45
( )
مگه يادم ميره
خاطراتم با تو
لحظه ي خنديدن
شعله ي چشماتو
مگه يادم ميره
تو عزيزم بودي
تو غم وتنهايي
همه چيزم بودي
تو رسيدي وقتي
گرم هق هق بودم
تو چرا رنجيدي
من كه عاشق بودم
كوچه تا كوچه هنوز
جاي پات جا مونده
تو كه نيستي اما
عطرت اينجا مونده
بي تو سهم چشمام
ابره و بارونه
لحظه هاي بي تو
منو مي ترسونه
به يه جمله قانعم
به يه حرف يا يه نگاه
نازنين قصه
تو فقط منو بخواه

نوشته شده توسط
niky در
شنبه یکم مهر 1385 ساعت
16:52
( )
باهمه دردجدايی هاصدايت مي كنم
باتمام بی صدايی هاصدايت مي كنم
چشم بی نورم به درمانده بيا
درميان روشنی ها صدايت مي كنم
بي وفايی نيست كارتو با دل من
بااخرين حدوفاداری صدايت مي كنم

نوشته شده توسط
niky در
جمعه سی و یکم شهریور 1385 ساعت
22:27
( )
هرجا بودی يادت نره
يه عاشقي به يادته

نوشته شده توسط
niky در
یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385 ساعت
23:8
کی دلش میاد... ( )
مي گي عا شقم شدي خدا كنه
كي دلش مياد با تو بد تا كنه
بس كه اون چشماي تو مهربونه
كي دلش مياد تو رو برنجونه
كي دلش مياد كه تنهات بذار
كي مي تونه بگه دوست نداره
توي اين شباي باروني وخيس
كي مي تونه بگه دلتنگ تو نيست
بس كه چشماي تو پاك و روشنه
كي دلش مياد ازت دل بكنه
تو گوشم مي گي كه عاشق مني
باز داري حرفاي شيرين مي زني
باز منو به اوج رويا مي بري
تو كه از تموم دنيا بهتري
معني عاشقي رو خوب مي دوني
مي گي عاشقي رو حرفت مي موني
مي گي هرجا كه بري باهات مي يام
مي گم هر جور كه باشي تو رو مي خوام
واسه من كه عاشقم همين بسه
هركي عاشقه به عشقش برسه

نوشته شده توسط
niky در
دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 ساعت
12:40
( )
تا گرم اغوشت شدم
چه زود فراموشت شدم
تقصير تو نبود خودم
باري روي دوشت شدم
كاشكي دلت بهم مي گفت
نقشه ي قلبمو داره
هركي زد و رفت و شكست
يه روز يه جا كم مياره
موندن و سوختن و ساختن
همه يادگار عشقه
انتقام از تو گرفتن
كار من نيست كار عشقه
نوشته شده توسط
niky در
دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 ساعت
12:21
( )
چطور بگم دوست دارم كه قلبم اروم بگيره
به كي بگم تو رو دارم كه از حسودي نميره

نوشته شده توسط
niky در
یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 ساعت
19:55
گفتگو با خدا: ( )
خواب ديدم.
در خواب با خدا گفتگويي داشتم.
خدا گفت: پس مي خواهي با من گفتگو كني؟
گفتم: اگر وقت داشته باشيد.
خدا لبخند زد.
وقت من ابدي است.چه سوالاتي در ذهن داري كه مي خواهي از من بپرسي؟
چه چيز بيش از همه شما را درمورد انسان متعجب مي كند؟
خدا پاسخ داد...
اينكه انها از بودن در دوران كودكي ملول مي شوند عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند وبعد حسرت دوران كودكي را مي خورند.
اينكه سلامتيشان را صرف بدست اوردن پول مي كنندو بعد پولشان را خرج حفظ سلامتي ميكنند.
اينكه با نگراني نسبت به اينده زمان حال فراموششان مي شود انچنان كه ديگر نه در اينده زندگي مي كنندو نه در حال.
اينكه چنان زندگي مي كنند كه گويي هرگز نخواهند مرد وچنان مي ميرند كه گويي هرگز زنده نبوده اند.
بعد پرسيدم:به عنوان خالق انسانها مي خواهيد انها چه درسهايي از زندگي ياد بگيرند؟
خدا با لبخند پاسخ داد...
ياد بگيرند كه نمي توان ديگران را مجبور به دوست داشتن خود كرد اما مي توان محبوب ديگران شد.
ياد بگيرند كه ثروتمند كسي نيست كه دارايي بيشتري دارد بلكه كسي است كه نياز كمتري دارد.
ياد بگيرندكه ظرف چند ثانيه مي توان زخم عميقي در دل كساني كه دوستشان داريم ايجاد كنيم و سالها وقت لازم خواهد بود تا ان زخم التيام يابد.
با بخشيدن بخشش ياد بگيرند.
ياد بگيرند كساني هستند كه انها را عميقا دوست دارند اما بلد نيستند احساسشان را ابراز كنند.
ياد بگيرند كه مي شود دو نفر به يك موضوع واحد نگاه كنند وان را متفاوت ببينند.
ياد بگيرند كه هميشه كافي نيست ديگران انها را ببخشند بلكه خودشان هم بايد خود را ببخشند.
و ياد بگيرند كه من اينجا هستم.
هميشه.
نوشته شده توسط
niky در
یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 ساعت
15:59
( )
دوستت دارم... ( )
مرا صد بار از خود برانی
دوستت دارم
به زندان خيانت هم كشانی
دوستت دارم
چه سود از مهرورزيدن
چه حاصل از وفا كردن
دوستت دارم

نوشته شده توسط
niky در
یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 ساعت
0:42
( )
( )
كاشكي يه روز باهمديگه سوار قايق مي شديم
دور از نگاه ادما هردومون عاشق مي شديم
كاش اسمون با وسعتش تو دستامون جا مي گرفت
گلاي سرخ دلمون كاش بوي دريا مي گرفت
كاش كه يه ماهيه قشنگ براي ما فال مي گرفت
برامون از فرشته ها امانتي بال مي گرفت...

نوشته شده توسط
niky در
شنبه بیست و یکم مرداد 1385 ساعت
18:17
دلم برات تنگ شده جونم... ( )
دلم برات تنگ شده جونم
مي خوام ببينمت
نمي تونم
بين ما ديواراي سنگي
فاصله يه عمر مي دونم
دلم برات تنگ شده جونم...
نوشته شده توسط
niky در
چهارشنبه یازدهم مرداد 1385 ساعت
16:1
( )
خواستم اسمتو بذارم گل
گفتم پژمرده مي شي
خواستم بذارم خورشيد
گفتم غروب مي كني
گذاشتم جونم
كه اگه رفتي
با هم بريم![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط
niky در
چهارشنبه یازدهم مرداد 1385 ساعت
16:0
( )
خيلي سخته كه تو اينجا باشي و
من نتونم ببينمت
خيلي سخته كه بياي كنارمو
باز تو رو من نبينمت
اخ عزيزم دل من تنگه برات
مي دوني منتظرم
واسه ديدن چشات
دل من هواتو كرده
چي بگم
درد جدايي
شبامو سياه كرده
دل من هواتو كرده...![]()
![]()
نوشته شده توسط
niky در
چهارشنبه یازدهم مرداد 1385 ساعت
15:58
اینم عکسهای ronaldo ي عزيزم : ( )
روزگار ( )
وقتي رفتي باز هوا بد شد
روزگار از بدي بدتر شد
وقتي رفتي اسمون تر شد
گريه ي ابرا بدتر شد
گلها پژمردن
واي گلها مردن
شاخه هاشون زيرپا خم شد
ابرها باريدن
دلها پوسيدن
قفس قناري تنگ تر شد
اين دلم مرده
دستمو خونده
صبح تا شب بهونه اورده
بي خبر مونده
از همه رونده
قاصدك خبر نياورده
ديگه برگرد يا
ديگه بس كن يا
دل من از غصه داغون شد
بي تو من خستم
درها رو بستم
همه جا واسم يه زندون شد
وقتي رفتي باز هوا بد شد...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط
niky در
سه شنبه دهم مرداد 1385 ساعت
1:50
( )
جي(بي) افه خوشگل و پولدار نمي خوام
رتبه اول کنکور نمي خوام
دوست دارم چتيدنو ولي
جز تو از هيچ کسي پي ام نمي خوام
بي تو من ياهو مسنجر نمي خوام
تو که نيستي سيستمم رو نمي خوام
يکي پرسيد اگه ايديت هک بشه؟
حتي اين خيال زشت رو نمي خوام
نوشته شده توسط
niky در
یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385 ساعت
16:21
جک و sms: ( )
یه خبر خوب . اگه 2 روز دیگه صبر کنی تو هم می تونی برقصی . البوم جدید اندی تا پس فردا به بازار می یاد: مونگولا باید برقصند.
جهان بیش از 6 میلیارد جمعیت دارد یکی نیست به منه احمق بگه : چرا واسه تو مسیج فرستادم
به ميرزاپور مي گن: چرا همش موقع سرود ملي مي خندي؟ ميگه اخه دايي پيشمه ميگه :شر زدز افق!!!
کعبي در مصاحبه با خبرنگاران در مورد لگدي که به صورت فيگو زد گفت: من ديدم پام که به مرحله بعد نمي رسه حداقل جا پام برسه
وقتي فشارت مي دم وقتي لبام رو مي ذارم رو سوراخ تنگت وقتي ابتو مي خورم تازه ميفهمم چه اناريه انار ساوه!!!!!!
ترکه با خودکار مي ره حموم مي گن چرا؟ مي گه اخه هر جا رو كه مي شورم علامت ميزنم .
عاشق اون لحظه ای هستم که بازت می کنم وسطت رو می خورم وااااااااااای چقدر شیرینی دیونتم تیتاپ!!!
فرق تو يا عزاييل مي دوني چيه؟ عزراييل رو يه روز ببينم مي ميرم تو رو يه روز نبينم مي ميرم
اين پيغام جديد را باور کنيد . منم اول قبول نداشتم مشقامو خوب نوشتم بابام بهم عيدي داد............
از لره مي پرسن 12 فروردين چه روزيه؟ مي گه روزي که مي ريم جا مي گيريم واسه 13 به در
روزگار غريبي بود جنگلي بود که درخت نداشت . شکارچي بود که تفنگ نداشت . تفنگش فشنگ نداشت . با تفنگي که فشنگ نداشت . مي زنه به اهويي که سر نداشت و ميندازش تو کيسه اي که ته نداشت. اگر چه اين شعر سر و ته نداشت ولي ارزش سر کار گذاشتن و داشت
تست کنکور 85:
..................بي تو سردمه. الف)بخاري ب)پتو ج) ارش د)شوفاز
مادر به پسر کوچولوش: پسرم رفتی خونه خاله سلام بده خاله رو هم ببوس . بچه: نه مامان نمی بوسم . مادر : چرا؟ بچه: اخه بابا خاله رو بوسید خاله زد تو گوش بابا جون!!!
می دوني فرق سوزن با کاه چیه؟
.......
.......
......
........
......
همیشه که جواب این زیر نیست یه بار مغز پوک خودتو به کار بنداز
ترکه می ره کلانتری می گه قربان زنم گم شده ! افسره می گه : مشخصاتش رو بگو . ترکه می گه: یعنی چی؟ افسره می گه: مثلا من زنم 60 کیلو قد بلند موهاش طلایی .ترکه می گه: زن من رو ولش بریم زن تو رو پیدا کنیم!!!
نوشته شده توسط
niky در
یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385 ساعت
16:19
مناجات نامه خواجه عبدالله رایانه: ( )
اي خدا HARD دلم FORMAT مكن FILD من را خالي بركت مكن
OPTIONغم را خدايا ON مكن FILE اشكم را خدايا RUN مكن
DELETE كن شاخه هاي غصه را سردي و افسردگي را هرسه را
JUMPER شادي بيا تا SET كنيم سيستم اندوه را RESET كنيم
نام تو PASSWORD درهاي بهشت ا درسE-MAIL سايت سرنوشت
اي خدا روز ازلCAD داشتي MOUSE بود اما مگر PAD داشتي
كه چنين طرح 3D مي زدي طرح خود برروي CD مي زدي
تا نيفتد BUG در انديشه مان تا كه ويروسي نگردد ريشه مان
اي خدا از بهر ما ايمن فرست بهر دلهاي پر اتش FAN فرست
اي خدا حرف دلم با كي زنم HELP مي خواهم كه F1 مي زنم
نوشته شده توسط
niky در
یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385 ساعت
15:32
سلام زمینیها ( )
( )
( )
( )
وقتي بيايي از دريا برايت مي گويم كه امواجش هر شب مثل هميشه به صخره ها مي خورند
اما هيچ اتفاقي نمي افتد. درست مثل دل من كه هر شب اشوب مي شود و دوباره ارام
وقتي بيايي از غربت برايت مي گويم كه هر غروب به خاطرش كاسه اي را پر از اشك
كردم.
و از انتظار برايت مي گويم كه هر شب حديث امدنت را تكرار مي كردم تا شايد فردا بيايي.
و از بهار برايت مي گويم.
از بهاري كه بي تو برايم خزان بود.شكو فه هايش سياه , گلهايش پژمرده و رودهايش خشكيده بودند.
وقتي بيايي عشق را معنا مي كنم, غربت را نابود مي كنم و انتظار را از لغت نامه ها پاك
می كنم تا ديگر كسي گرفتارشان نشود.
نوشته شده توسط
niky در
سه شنبه بیستم تیر 1385 ساعت
19:53
( )
I Love You with all my heart…
نوشته شده توسط
niky در
سه شنبه بیستم تیر 1385 ساعت
19:17
( )
Every body say the sky is blue, But I say
it is Brown.Because I can see the sky in
your eyes.
نوشته شده توسط
niky در
سه شنبه بیستم تیر 1385 ساعت
19:8
اينم عكسهاي Ch.ronaldoكه هي اشكش درمياد: ( )
( )
خدا رو دوست دارم چون *آي ديش* هميشه روشنه.
خدا رو دوست دارم چون به همه *پي ام ها* جواب ميده.
خدا رو دوست دارم چون حرفاي آدم رو *سند توآل* نمي كنه.
خدا رو دوست دارم چون هيچ كسي رو *ايگنور* نمي كنه !
خدا رو دوست دارم ...
نوشته شده توسط
niky در
یکشنبه هجدهم تیر 1385 ساعت
9:40
مطالب پیشین
|
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد . All Rights Reserved 2005-2006 © by zaminiha |